

انیمیشن انگشتر سحرآمیز محصول سال 2002 کشور ایران به کارگردانی رویا خاشعی است. این انیمیشن در مرکز پویانمایی صبا با استفاده از تکنیک عروسکی تک فریم تهیه و تولید شده است. انیمیشن انگشتر سحرآمیز درباره یک شاهزاده جوان است که پدرش سعی دارد، رفتار و کردار نامناسب او را اصلاح کرده و او را برای حکومت آماده کند.
قسمت 01
حاکمی عادل که پسرش را به خاطر رفتارهایش لایق جانشینی خود نمی داند، از خدا می خواهد تا او را سر به راه کند.....
قسمت 02
حاکمی عادل که پسرش را به خاطر رفتارهایش لایق جانشینی خود نمی داند، از خدا می خواهد تا او را سر به راه کند.
قسمت 03
حاکمی عادل که پسرش را به خاطر رفتارهایش لایق جانشینی خود نمی داند، از خدا می خواهد تا او را سر به راه کند.
قسمت 04
حاکمی عادل که پسرش را به خاطر رفتارهایش لایق جانشینی خود نمی داند، از خدا می خواهد تا او را سر به راه کند.
قسمت 05
حاکمی عادل که پسرش را به خاطر رفتارهایش لایق جانشینی خود نمی داند، از خدا می خواهد تا او را سر به راه کند.
قسمت 06
حاکمی عادل که پسرش را به خاطر رفتارهایش لایق جانشینی خود نمی داند، از خدا می خواهد تا او را سر به راه کند.
قسمت 07
حاکمی عادل که پسرش را به خاطر رفتارهایش لایق جانشینی خود نمی داند، از خدا می خواهد تا او را سر به راه کند.
قسمت 08
حاکمی عادل که پسرش را به خاطر رفتارهایش لایق جانشینی خود نمی داند، از خدا می خواهد تا او را سر به راه کند.
قسمت 09
حاکمی عادل که پسرش را به خاطر رفتارهایش لایق جانشینی خود نمی داند، از خدا می خواهد تا او را سر به راه کند.
قسمت 10
حاکمی عادل که پسرش را به خاطر رفتارهایش لایق جانشینی خود نمی داند، از خدا می خواهد تا او را سر به راه کند.
قسمت 11
حاکمی عادل که پسرش را به خاطر رفتارهایش لایق جانشینی خود نمی داند، از خدا می خواهد تا او را سر به راه کند.
قسمت 12
حاکمی عادل که پسرش را به خاطر رفتارهایش لایق جانشینی خود نمی داند، از خدا می خواهد تا او را سر به راه کند.
قسمت 13
حاکمی عادل که پسرش را به خاطر رفتارهایش لایق جانشینی خود نمی داند، از خدا می خواهد تا او را سر به راه کند.
قسمت 14
حاکمی عادل که پسرش را به خاطر رفتارهایش لایق جانشینی خود نمی داند، از خدا می خواهد تا او را سر به راه کند.
قسمت 15
حاکمی عادل که پسرش را به خاطر رفتارهایش لایق جانشینی خود نمی داند، از خدا می خواهد تا او را سر به راه کند.
قسمت آخر
حاکمی عادل که پسرش را به خاطر رفتارهایش لایق جانشینی خود نمی داند، از خدا می خواهد تا او را سر به راه کند.