صدا
زیرنویس
مشخص میشود که «صفاء» به «لؤی» علاقه دارد، اما این احساس دو طرفه نیست. پسران مدرسه در مسابقه فوتبال پیروز میشوند…
قسمت 01
راوی، «عماد» مدیر مدرسه، دانشآموزان و معلمان مدرسه را معرفی میکند. «خلود» اطلاعات دانشآموزان را به معلمان منتقل میکند…
قسمت 02
در حال پخشمشخص میشود که «صفاء» به «لؤی» علاقه دارد، اما این احساس دو طرفه نیست. پسران مدرسه در مسابقه فوتبال پیروز میشوند…
قسمت 03
«عماد» از «لؤی» میخواهد ولیّ خود را به مدرسه بیاورد. «راما» از سختگیری مادرش رنج میبرد. «لؤی» به «صفاء» ابراز عشق میکند. «غسان» ناخواسته باعث آتشسوزی زیرزمین میشود…
قسمت 04
«خلیل» از «عماد» اجازه میگیرد تا سکانسی تلویزیونی را در مدرسه فیلمبرداری کند.«غسان» و دوستانش برای قبولی در درس استاد «عدنان»، برگههای امتحان را با یکدیگر جابهجا میکنند…
قسمت 05
پس از اینکه تعدادی از دانشآموزان مدرسه، کارگردان را کتک میزنند، دستگیر میشوند و «حمدی»، پدر «حسنا»، برای آزادی آنها اقدام میکند. «عماد» آرزوی ازدواج دارد، اما مادرش مانع او میشود…
قسمت 06
مادر «عماد» ازدواج پسرش را خراب میکند و «حسناء» دوستان و معلمانش را به جشن تولدش دعوت میکند…
قسمت 07
«غسان» با «رامی» دعوا میکند و «حسان» برای آشتی دادن آنها دخالت میکند؛ مشخص میشود که «حسان» به «مایا» علاقه دارد…
قسمت 08
بخاری در دفتر «عماد» منفجر میشود و او دانشآموزان را مجبور به تمیز کردن دفترش میکند. علاقه «حسناء» به «علاء» آشکار میشود و او از «طارق» میخواهد در گفتن احساساتش به او کمکش کند…
قسمت 09
«راما» برای فرار از کنترل مادرش میپذیرد با جوانی که میخواهد با او ازدواج کند ملاقات کند، در حالی که «صفاء» پس از تلاش ناپدریاش برای آزار او فرو میریزد…
قسمت 10
«ایمن» از مادر «راما» خواستگاری میکند، و «علاء» میفهمد که «حسناء» به او علاقه دارد اما او همین احساس را ندارد…
قسمت 11
«علاء» به «طارق» میگوید بهخاطر فقر شدیدش عشق «حسناء» را نمیخواهد، «غسان» به «مقبوله» از علاقهاش میگوید، و «یزن» با «شیرین» آشنا میشود و عاشقش میشود…
قسمت 12
«لؤی» با «خلود» دعوا میکند و او را کتک میزند؛ «طارق» از او دفاع میکند، و «لؤی» تصمیم به انتقام از او میگیرد، در حالی که «فدوی» از دانشآموزان سوءاستفاده میکند…
قسمت 13
«راما» با خواستگاری «ایمن» خوشحال میشود، و «طارق» با «زینة» آشنا میشود که به او میگوید با وجود اختلاف سنی به او علاقه دارد…
قسمت 14
«زینة» به «طارق» پیشنهاد پول در ازای همراهیاش میدهد، «یزن» تمام تلاشش را میکند تا نظر «شیرین» را جلب کند، و پدر «لؤی» فوت میکند…
قسمت 15
خواهر «علاء» تا پایان تحصیلاتش با کار او مخالفت میکند، و «زینة» به «طارق» پیشنهاد ازدواج میدهد اما او رد میکند…
قسمت 16
دانشآموزان مدرسه تصمیم میگیرند برای تشکر از زحمات معلمان، در روز معلم یک نمایش اجرا کنند…
قسمت 17
«راما» نامزد میکند و با دوستانش جشن میگیرد، «زینة» سعی میکند «طارق» را به ازدواج با خودش راضی کند، و «علاء» به «حسناء» میگوید که او هم همان احساس را دارد…
قسمت 18
«لؤی» از «مازن» قمار بازی کردن را یاد میگیرد، و «طارق» پس از بیرون انداختن شدن از خانه توسط پدرش، نزد «زینة» ساکن میشود…
قسمت 19
پدر «غسان» با «نانسی» ازدواج میکند و خانه را به نام او میزند، «ابتسام» به «عماد» علاقهمند میشود و برای ازدواج با او هر کاری میکند، «خالد» میفهمد دخترش «خلود» سرطان دارد، و «طارق» با «زینة» ازدواج میکند…
قسمت 20
«عماد» شروع به علاقهمند شدن به «ابتسام» میکند، «لؤی» به قمار معتاد میشود، و پدر «خلود» از «عماد» میخواهد بیماری سرطان او را از همکلاسیهایش پنهان کند…
قسمت 21
«لؤی» پس از فهمیدن قصد «مازن» برای آسیب رساندن به برادرش «وائل»، او را میرباید، و «خلود» با پخش شدن سرطان در تمام بدنش هوشیاریاش را از دست میدهد…
قسمت 22
«محجوب» پس از فهمیدن بیماری «خلود» رفتارش را تغییر میدهد، «طارق» بهخاطر حسادت «زینة» پس از ازدواجشان ناراحت میشود، «غسان» رویای بازیگر مشهور شدن را دارد، و «نجاح» پس از کتک زدن «غسان» از مدرسه منتقل میشود…
قسمت 23
«دانشآموزان با شوک بزرگی خبر مرگ «خلود» را میشنوند، «هیثم» معشوق سابق «زینة» بازمیگردد اما او خبر ازدواجش را به او میدهد، و «عماد» با «ابتسام» ازدواج میکند…
قسمت 24
مادر «عماد» از باخبر شدن ازدواج او بدون اطلاع خودش شوکه میشود، «زینة» تصمیم میگیرد «طارق» را ترک کند و نزد «هیثم» برگردد، «مازن»، «لؤی» و «یزن» را میرباید و شکنجهشان میدهد، و «علاء» از پدر «حسناء» برای بازگرداندن آنها کمک میخواهد…
قسمت 25
«مازن» دستگیر میشود و مشخص میشود مجرمی خطرناک است، «عدنان» پس از فهمیدن کار «مایا» در یک کافه از او اخاذی میکند، و «غسان» بهخاطر بدرفتاری «نانسی» خانه پدرش را ترک میکند…
قسمت 26
«راما» از اینکه «ایمن» به حرف مادرش گوش میدهد و اجازه دیدار با خانوادهاش را نمیدهد، ناراحت میشود، و «هیثم» رابطه «طارق» و «زینة» را خراب میکند…
قسمت 27
«راما» از دوستانش میخواهد به خانوادهاش بگویند «ایمن» اجازه دیدار نمیدهد، «طارق» از پدرش طلب بخشش میکند و به خانوادهاش بازمیگردد، و «صفاء» به «عماد» میگوید ناپدریاش دوباره قصد آزار او را داشته است…
قسمت 28
«ایمن» و «راما» از هم جدا میشوند، مادر «صفاء» پس از فهمیدن آزار دخترش، از همسرش طلاق میخواهد، و مشخص میشود «منی» درباره نامزدیاش با «عمار» به دوستانش دروغ گفته بود…
قسمت 29
«حسان» احساسات واقعیاش را به «مایا» میگوید، پدر «غسان» از همسرش جدا میشود و پسرش نزد او بازمیگردد، و «عماد» از باردار بودن همسرش خوشحال میشود…
قسمت 30
پس از گذشت سالها، «صفاء» با «لؤی» ازدواج میکند، «غسان» بازیگری مشهور میشود، «محجوب» مغازه پدرش را به دست میگیرد، «طارق» وکیلی سرشناس میشود، و «یزن» با «شیرین» ازدواج میکند…