صدا
زیرنویس
مختار به مسجد می رود و بر منبرسخن خود را با سپاس از خدا و حقانیت رسول خدا و اهل بیتش آغاز میکند. سپس سخن از علی و فرزندش حسین و واقعۀ کربلا می کند و اینکه خواهان برپایی عدالت است. سپس از مردم می خواهد که با او بیعت کنند...
قسمت 1: کوشک سفید
مختار پس از حضور در میدانهای نبرد، در زمین خود مشغول زراعت است اما پس از دیدار با کیان، سردار ایرانی و با خبر شدن از حال امام حسن مجتبی (ع) به مدائن میرود تا اوضاع را کمی سامان بدهد و مانع به شهادت رساندن امام حسن (ع) شود. ...
قسمت 2 : خروس جنگی
به دستور سعید بن مسعود، مختار به عنوان فرماندار مدائن منصوب میشود....
قسمت 3: نیش عقرب
جعده، همسر امام حسن، وارد کوشک سفید مدائن شده است. مختار به حضور عمر سعد و جعده در مدائن مشکوک میشود و به کوشک سفید میرود و از عموی خود درخواست ملاقات با جعده را میکند...
قسمت ۴ : اسیر غول
کیان و همسرش، شیرین بانو به منزل مختار می روند و خبر مرگ معاویه را به او میدهند. عمر و جاریه پس از شنیدن این خبر با عصبانیت خانه مختار را ترک میکنند. مختار و نعمان بر سر جانشینی یزید مشاجره میکنند...
قسمت 5 : نامها و نامهها
عمان بن بشیر فرماندار کوفه وارد مسجد شده و مختار را می بیند، او از داماد خود گله می کند که چرا دیر به دیر به او سر می زند. نعمان مشغول تدارک مراسم عزاداری برای معاویه است و در مسجد کوفه سخنرانی می کند. عده ای از اعراب حضرمی که از اُمویان افراطی هست
قسمت 6 : ما اهل کوفه ...
مسلم بن عقیل حال خوشی ندارد، یاران مختار شبانه او را به منزل مختار در کوفه می رسانند مسلم به هوش می آید، مختار خود را به او معرفی می کند، مسلم او را شناخته و بی طرفی او در ماجرای امام حسن را به یاد می آورد، مختار شرمسار میشود...
قسمت 7 : خر دجال
مسلم بن عقیل به همراه تعداد زیادی از یارانش راهی کاخ کوفه میشوند. مسلم در جلوی کاخ با یارانش سخن می گوید و به آنها قوت قلب می دهد از سوی دیگر ابن زیاد در کاخش می خواهد با معجزه طلا آتش فتنه را خاموش کند...
قسمت 8 : شیران در زنجیر
مسلم بن عقیل را به نزد ابن زیاد میبرند، عمرسعد و شمر نیز در این جمع حضور دارند، ابن زیاد با قاطعیت دستور مرگ مسلم را اعلام می کند. مسلم از روی خویشاوندی که با عمرسعد دارد از او می خواهد تا به حسین بگوید به کوفه نیاید، همچنین ...
قسمت 9 : نینوا
پس از قائله کوفیان و درگیری مختار در شهر، درباریان ابن زیاد بهانهای برای به بند کشیدن مختار پیدا کرده و او را به زندان می اندازند. در این حین همسر او عمره که از جراحت چشم "مختار" مطلع شده به خانه عمربن سعد میرود تا بتواند به واسطه او مرهمی برای زخم مختار به زندان بفرستد...
قسمت 10 : خون خدا
یزید در نامهای به ابن زیاد دستور میدهد تا مختار را آزاد کند. ابن زیاد با این شرط که مختار بیش از سه روز حق ماندن در کوفه را ندارد؛ او را آزاد میکند. شمر و عمر بن سعد نقشه میکشند تا مختار را پس از ترک کوفه به قتل برسانند...
قسمت 11 : نوشدارو
مختار پس از رهایی از بند ابن زیاد و خداحافظی با خانواده خود، به مقصد نامشخصی حرکت میکند. مختار از مقصدش به کسی چیزی نمی گوید. هنگام خداحافظی با کیان و بن کامل به آنها می سپارد تا از میان کسانی که مخالف یزیدند، یارگیری کنند....
قسمت 12 : تخت سلیمان
مختار به مسجدالحرام میرود و با عبدالله بن سهل که از نزدیکان آل زبیر است مواجه می شود. او در بارۀ فجایع و مصیبت هایی که یزید بر سر مردم مدینه آورده با مختار سخن می گوید، مختار فهمیده هدف ابن سهل از این سخنان، تشویق او برای جنگ با یزید به است...
قسمت 13: کعبه مُطلا
نگرانی از یزید و سپاهش در اندرونی کاخ زبیریان نیز نفود کرده است. خاشعه همسر منذر که می داند عبدالله دل به کیاست و تدابیر نظامی مختار بسته است، سعی میکند تا او را قانع کند که مُصعب را به فرماندهی لشکریان منصوب کند...
قسمت 14 : کعبه در آتش
دو لشکر شامیان و زبیریان در برابر هم ایستاده، مختار، مصعب، عبدالله و منذر در یک سو و حصین بن نمیر و فرماندهانش در سوی دیگر. حصین بن نمیر جلو آمده و شروع به رجز خوانی می کند مصعب عصبانی میشود و می خواهد به میدان رود، عبدالله مخالفت می کند ...
قسمت 15: اصحابُ الفیل
صبح شدهاست، کعبه خاموش شده، تعداد زیادی از سربازان سوخته و عده ای مشغول شیون و زاری اند، برخی از سربازان با ناباوری به کعبه چشم دوخته اند، مختار نیز در فکر فرو رفته است که ناگهان خبر مرگ یزید اعلام میشود...
قسمت 16: نعل وارو
عبدالله بن زبیر، مختار را برای امارت کوفه انتخاب می کند، امّا مختار با حکم او مخالفت میکند و به عبدالله میگوید که قصد دارد در مکّه بماند و به عنوان جنگجو در خدمت آل زبیر باشد و خود را سیاستمدار قابلی نمی بیند. عبدالله از جواب رد مختار میفهمد که او نقشه ای در سر دارد پس به مأمورینش دستور می دهد تا مختار را دستگیر کنند...
قسمت 17: میهمان ملکوت
مختار به خانه خود بازمیگردد و خبر قیام سلیمان را از بن کامل میشنود. مختار قصد دارد سلیمان را یاری کند امّا کیان به مختار میگوید که سلیمان با سیاست های مختار مخالف است. آنها از مختار میخواهند به کوفه بیاید و شخصاً با سلیمان صحبت کند و از دو دستگی و تفرقه بین شیعیان جلوگیری کند...
قسمت 18: غلاف شکسته
مختار وارد کوفه میشود و میبیند که کوفه در اختیار توابین است. شب تمامی بزرگان شیعه به دعوت مختار در خانۀ او جمع میشوند. مختار، نامه ای را از جانب محمد بن حنفیه می خواند که در آن نوشته شده است که او حامی قیام مختار است...
قسمت 19: نهضت توابین
بن یزید مطمئن است که تمام توابین کشته میشوند زیرا خیالش راحت است که مختار به کمک سلیمان نمیرود. سلیمان و یارانش به عین الورده می رسند و متوجه می شوند که لشکر شام هنوز به آنجا نرسیدهاست. سلیمان تازه متوجه می شود که بــن یزید آنها را بازی داده…
قسمت 20 : آخرین بازی
زائده پسر عموی مختار خبر شکست توابین در عین الورده را برای مختار می آورد. مختار از زائده می خواهد کمکش کند، او می خواهد نامه ای برای شوهر خواهر خود بنویسد و با شفاعت او از زندان زبیریان آزاد شود. تــوابین نیز شکست خورده باز می گردند و در مسیر کـوفه کیان به آنها می رسد…
قسمت 21 : دُلدُل
مختار میترسد محمد بن حنفیه در دیدار با عبدالرحمان قیام مختار را تأیید نکند. عبدالرحمن در مکّه به دیدار محمد بن حنفیه میرود و برای کسب تکلیف، با او راجع به قیام مختار گفتگو می کند و محمد بن حنفیه از او میخواهد تا مختار را یاری کند...
قسمت 22 : قیامت مختار
بن مطیع در کاخ با زبیریان و اُمویان از جمله شمر ، عمرسعد و شبث نیز در این مجلس حضور دارند. آنها قصد دارند از قیام مختار جلوگیری کنند. عمرسعد از مختار به شدت ترسیده و تدابیر بن مطیع را مسخره میکند. کیان به دیدار مختار می آید و خبر از اتحاد اُمویان و زبیریان می دهد...
قسمت 23: قیامت مختار(2)
مختار از یک طرف و ابراهیم از سوی دیگر وارد کوفه میشوند. مختار به همراه ابراهیم و یارانش به جلوی دارالاماره رسیده و آنجا را محاصره می کنند. بن مطیع نیز در لباس زنانه ازکاخ کوفه خارج شده و میگریزد. کاخ تسلیم مختار میشود ...
قسمت 24 : حکومت قانون
در حال پخشمختار به مسجد می رود و بر منبرسخن خود را با سپاس از خدا و حقانیت رسول خدا و اهل بیتش آغاز میکند. سپس سخن از علی و فرزندش حسین و واقعۀ کربلا می کند و اینکه خواهان برپایی عدالت است. سپس از مردم می خواهد که با او بیعت کنند...
قسمت 25 : اتحاد شوم
بن انس در نبرد با لشکر ابن زیاد پیروز میشود و پس از آن از دنیا میرود. مختار در مسجد مراسم عزاداری برای بن انس بر پا کرده و از ابراهیم اشتر میخواهد به جنگ ابن زیاد برود. شمر از اینکه ابراهیم از کوفه رفتهاست خوشحال شده و درپی تدارک شورش علیه مختار است...
قسمت 26 : شورش
شمر و یارانش دارالاماره را محاصره میکنند و شعار مُرده باد مختار سر داده و دلیل شروش خود را برتر دانستن نژاد عرب بر عجم میدانند. مختار تصمیم میگیرد با تعدادی از یاران خود به آنها حمله کند. مختار و یارانش از دارالاماره بیرون می آیند، شمر منتظر تسلیم شدن مختار است که ناگهان خبر میآورند که ...
قسمت 27: در پوست میش
شمر و سنان و بن اشعث، از کوفه فرار میکنند و عمرسعد از ترس اینکه مختار زیر امان نامه اش بزند قصد شکستن قرق را دارد بنابراین پسرش را نزد مختار می فرستد تا بهانه ای برای خارج شدنشان از کوفه بیاورد...
قسمت 28 : خاطره آب
شمر و سنان و بن اشعث و بن ضبابی در کاروانسرایی مخروبه اند، سنان و بن اشعث قصد دارند به آل زبیر بپیوندند اما شمر میخواهد به شام برود در نتیجه از هم جدا میشوند. شمر در کاروانسرا در انتظار رستم است...
قسمت 29 : بر خاکستر تنور
پدر عذرا نگران دنبال دخترش می گردد اما او را نمی یابد. ناگهان سوارانی را به رهبری کیان میبیند با عجله نزد سنان آمده و خبر آمدن آنها را میدهد. تصمیم میگیرند بگویند عذرا مرده ، سنان را در کفن بپیچند و به جای عذرا در قبر بگذارند تا دست کیان به او نرسد...
قسمت 30 : مترسک
کیان با تعدادی از یارانش یکی دیگر از مخفیگاه های حرمله را کشف میکند ولی با تمام تدابیری که به کار می برند باز حرمله آنها را فریب داده و میگریزد. کیان شرمسار است و روی بازگشتن به نزد مختار را ندارد...
قسمت 31 : تیغ طلا
پس از کشته شدن حرمله امنیت برقرار شده، مختار دستور می دهد زنانی که به کاخ آمده بودند به خانه هایشان برگردند. مختار به عبدالله زبیر نامه مینویسد که حاضر به همکاری با آنهاست نامه به عبدالله میرسد. او کسی را به کوفه میفرستد تا ببیند ادعای مختار صحت دارد یا خیر...
قسمت 32 : رستاخیز
یکی از فرماندهان لشکر شام به نزد ابراهیم آمده تا با او معامله کند، از ابراهیم سکه بگیرد و در عوض، هنگام جنگ در برابر او تسلیم شود و هدفش این است که ابراهیم و مختار را در مقابل یکدیگر قرار دهد...
قسمت 33 : دولت مستعجل
بن شمیط، سر ابن زیاد را به دارالاماره کوفه و برای مختار میبرد. عبدالله زبیر محمد حنفیه را در مکه گروگان میگیرد تا بتواند مختار را مهار کند. مختار یکی از یاران خود را برای نجات محمد به مکه فرستاده و او را فراری میدهند....
قسمت 34 : دلیران ایران (1)
ابن حر به لشکر مصعب پیوسته و مصعب او را فرماندۀ گروهی از لشکریان خود میکند. ابراهیم نیز به مختار نامه مینویسد که خطر حملۀ مروانیان وجود دارد و نمیتواند موصل را ترک کند، مختار در پاسخش مینویسد که حملۀ مروانیان یک احتمال است و دشمن اصلی آنها زبیریان هستند...
قسمت 35: دلیران ایران (2)
لشکریان مختار و مصعب به مصاف یکدیگر رفته و لشکریان مختار در اولین نبرد پیروز میشوند. مصعب، شبث را مسبب این باخت میداند. ابن شُمَیط که به کیان شک دارد او را به عنوان فرمانده نبرد بعدی انتخاب میکند و دستور میدهد که او و افرادش باید بدون اسب و با پای پیاده به میدان جنگ بروند...
قسمت 36 : خرس خالهها
احمر بن شُمَیط به قضاوت اشتباه خود درباره کیان پی برده و خود را مقصر مرگ او میداند. مصعب از شبث میخواهد تا او را در جنگ با مختار یاری کند و شبث به شرط گرفتن حکم امارت بصره درخواست او را میپذیرد...
قسمت 37 : آتش در نیستان
مصعب در اولین نبرد در برابر مختار شکست می خورد. شبث به طرز مشکوکی کشته میشود. مختار به صائب دستور عقبنشینی میدهد تا با نیمی از نیروها به سمت کوفه حرکت کند. ابن حر عمره را اسیر میکند و....
قسمت 38 : رؤیای سرخ
زبیریان به کوفه رسیده و مورد استقبال کوفیان قرار میگیرند و دارالاماره را محاصره میکنند. همسر ابن حر به خانه مختار میرود و آنجا را به آتش میکشد. مصعب، اَسوَد بن سعید را به دارالاماره میفرستد تا مختار را برای بیعت با آل زبیر راضی کند...
قسمت 39 : غول کشی
مختار نامهای برای ابراهیم اشتر مینویسد و ابراهیم و لشکرش برای کمک به مختار راهی کوفه میشوند. زبیریان ناریه و عمره را به گروگان میگیرند تا او را وادار به تسلیم کنند. عمره در برابر مصعب از مختار دفاع میکند و ...
قسمت 40 : پرواز
با دستور مصعب به دارالاماره حمله میشود و مختار برای مبارزه از عمارت خارج میشود اما بیشتر یارانش تسلیم زبیریان میشوند. مختار تا آخرین نفس مقاومت کرده و سرانجام در مسجد کوفه به شهادت میرسد.