صدا
زیرنویس
مریم و عزیز به خانه ناصر می روند تا با او صحبت کنند ولی ناصر حاضر نمی شود آن ها را ببیند و همراه نازی به سمت فرودگاه می رود. مسعود که از دور شاهد ماجرا بوده است، به دنبال ناصر می رود و به خاطر رفتاری که ناصر با عزیز داشته است، با او دعوا و مشاجره می کند...
قسمت 1
«حاج کاظم پهلوان» از تجار برنج معتمد بازار، با مشکلاتی مواجه شده است که پسرانش برای او به وجود آورده اند، از سویی به نظر می رسد «بهرام کلایی»، دوست قدیمی و همکار حاج کاظم، کینه ای از او در دل دارد و این موضوع حاج کاظم را نگران کرده است...
قسمت 2
120گونی برنچ قاچاق از انبار حاج کاظم کشف میشود. حاج کاظم از ناصر درباره برنج های قاچاق سوال میکند. ناصر میگوید که برنج ها مال یکی از دوستانش است...
قسمت 3
سعید به محل کار مریم میرود و به او میگوید که ناصر را در حال معامله با یک قاچاقچی دیده است. مریم به سراغ مسعود میرود و قضیه را برای مسعود تعریف میکند و از او کمک می خواهد....
قسمت 4
ناصر به انبار صابر میرود تا برنج های قاچاق او را زیر قیمت خریداری کند. ناصر برای جور کردن پول صابر، به شهاب میگوید تا از کسبه و بازاری ها پول قرض بگیرد....
قسمت 5
نازی به ناصر پیشنهاد میدهد تا همراه او به خارج از کشور برود. حاج کاظم از اینکه ناصر و شهاب از کسبه پول قرض کردهاند خبردار میشود...
قسمت 6
مریم و دوستش از شهاب می خواهند تا برای شناسایی قاچاقچیان برنج کمکشان کند. صابر دوباره به سراغ مسعود میرود و به او پیشنهاد معامله جدید میدهد....
قسمت 7
شهاب عزیزی را تعقیب میکند و متوجه ارتباط او با صابر کوچکی میشود. مریم و دوستش در اطراف انبار صابر کوچکی کشیک میدهند که صابر از انبار بیرون میآید. مریم او را تعقیب میکند و میبیند که او با ناصر قرار گذاشته است....
قسمت 8
نازی که حاج کاظم را مقصر مرگ مادرش میداند، به دنبال انتقام از او است. کَلایی به دنبال راهی است تا چند تن بار برنج را به طور غیرقانونی وارد کشور کند. حاج کاظم تماسی دریافت میکند و با عصبانیت به حجره میرود و به ناصر سیلی می زند...
قسمت 9
مریم و مادرش بی خبر از آنکه مسعود از خانه اش اثاث کشی کرده است به آنجا میروند تا او را از وضعیت حاج کاظم مطلع کنند. پس از پرس و جو از تعدادی از دوستان و آشنایان مسعود، باخبر میشوند که او در زندان است....
قسمت 10
مسعود با گرو وثیقه از زندان آزاد میشود و برای عیادت پدرش به بیمارستان می رود. حاج کاظم از مسعود می خواهد تا امور حجره را به دست بگیرد و مراقب کارهای ناصر باشد...
قسمت 11
کلایی به ملاقات حاج کاظم در بیمارستان میرود و با طعنه و کنایه خبر اینکه دوباره پروانه کسب گرفتهاست را به او می دهد. حاج کاظم از بیمارستان مرخص میشود...
قسمت 12
مسعود به مغازه سعید می رود و درباره رفت و آمد های ناصر از او سوال می پرسد. ناصر و نازی برای معامله برنج به دفتر اسدی می روند. مسعود دوباره به خانه پدری برمیگردد...
قسمت 13
ناصر و مسعود برای پیگیری سرقت کامیون برنج به کلانتری می روند. مسعود به محل کار مریم می رود و مریم او را از ارتباط ناصر با صابر کوچکی مطلع می کند....
قسمت 14
مراسم عقد خواهر شهاب برگزار میشود و پس از پایان مراسم، مادر شهاب؛ مریم را برای پسرش خواستگاری می کند. کامیون برنج سرقت شده بدون بار برنج، پیدا میشود....
قسمت 15
مسعود از ناصر و شهاب می خواهد تا حساب و کتاب های حجره را تحویل او دهند. ناصر به نازی می گوید که دیگر نمی خواهد در حجره پدرش کار کند. نازی دوباره از ناصر می خواهد تا سه کامیون برنج به اسدی بفروشد...
قسمت 16
مهران به سراغ شهاب می رود تا سه تن برنج از حجره حاج کاظم خریداری کند. ناصر به مسعود می گوید که می خواهد از حجره برود و برای خودش کار و کاسبی راه بیندازد...
قسمت 17
ناصر به مادرش می گوید که قصد ازدواج با نازی را دارد ولی در ابتدا مادرش مخالفت می کند. ناصر برای جلب رضایت مادرش او را برای ملاقات با نازی می برد. مسعود به سراغ کلایی می رود و ماجرای ازدواج ناصر و نازی را از او می پرسد...
قسمت 18
پدر شوهر سابق عطیه با ازدواج مجدد او مخالف است و او را تهدید می کند که در صورت ازدواج ،دخترش را از او می گیرد. شهاب به مهران می گوید که دیگر با او معامله نمی کند و تمام پول هایی که از او گرفته بود را؛ به او پس می دهد...
قسمت 19
عطیه بدون هیچ توضیحی به مسعود می گوید که دیگر نمی خواهد با او ازدواج کند. کلایی از شرط خود برای ازدواج ناصر و نازی کوتاه نمی آید. حاج کاظم و مسعود به شمال می روند تا...
قسمت 20
حاج کاظم و مسعود به دیدن زنی به نام آمنه می روند تا حقی که در گذشته از او ضایع شده است را جبران کنند. مسعود از کارهای کریم باخبر میشود و او را اخراج می کند...
قسمت 21
ناصر پدرش را راضی می کند تا به خواستگاری نازی بیاید. مسعود دفاتر حساب و کتاب را بررسی می کند و متوجه هم خوانی نداشتن اعداد و ارقام میشود. شهاب سعی می کند مسعود را قانع کند که حساب و کتاب ها مشکلی ندارد...
قسمت 22
حاج کاظم در منزلش مجلسی برگزار می کند، برنجی که سر سفره شام سرو میشود؛ برنج نامرغوبی است که باعث شرمندگی حاج کاظم و خانواده اش میشود. ناصر، شهاب را مسئول این اتفاق می داند و با او درگیر میشود. حجره حاج کاظم به علت وجود برنج قاچاق پلمپ میشود...
قسمت 23
حاج کاظم از دنیا می رود و پس از مراسم خاکسپاری، پلیس؛ ناصر را به خاطر شکایت اسدی بازداشت می کند. مسعود برای رضایت گرفتن از اسدی به دفتر او می رود...
قسمت 24
مسعود به سراغ شهاب می رود و درباره صابر کوچکی از او سوال می کند. نازی به صابر پیغام می دهد تا مدتی مخفی شود تا مسعود پیدایش نکند ولی مسعود با تعقیب شهاب او را پیدا می کند....
قسمت 25
مسعود برای ملاقات ناصر به زندان می رود ولی ناصر نمی خواهد او را ببیند. کلایی و نازی، مسعود را از زندان آزاد می کنند. ناصر به خانه برمی گردد و از شنیدن صحبت های مادر و خواهرش، عصبانی میشود...
قسمت 26
ناصر به نازی می گوید که در ماجرای برنج های قاچاق حجره پدرش به اسدی مشکوک است. ناصر به سراغ مهران می رود تا جای صابر را پیدا کند...
قسمت 27
مهران به نازی می گوید که ناصر به دنبال صابر است و نازی از او می خواهد تا مدتی مخفی شود. ناصر بالاخره را صابر را پیدا می کند و صابر به او می گوید که برنج های قاچاق را اسدی در حجره حاج کاظم گذاشته است...
قسمت 28
در حال پخشمریم و عزیز به خانه ناصر می روند تا با او صحبت کنند ولی ناصر حاضر نمی شود آن ها را ببیند و همراه نازی به سمت فرودگاه می رود. مسعود که از دور شاهد ماجرا بوده است، به دنبال ناصر می رود و به خاطر رفتاری که ناصر با عزیز داشته است، با او دعوا و مشاجره می کند...
قسمت آخر
ناصر از سفر برمی گردد و پیغامی از نازی دریافت میکند که در آن نازی اقرار می کند که تمام اتفاقاتی که در این مدت افتاده؛ کار او بوده و خواسته از حاج کاظم پهلوان انتقام بگیرد....