صدا
زیرنویس
ارسلان بعد از شکنجه «گودرز» با اطلاعاتی که به دست میآورد همکاران گودرز را دستگیر میکند، در این میان جهانبخش میرزا از جواهر میخواهد تا فخرالزمان را به قتل برساند اما مهرالنساء مانع از این کار شده و توسط جواهر به قتل میرسد و ...
قسمت 1
قصه از عشق سوزناک میرزای قجری به یک دختر جوان به نام فخرالزمان شروع میشود. آهو دختری است که برای خدمت به عمارت شاهزاده «ارسلان» فرستاده می شود...
قسمت 2
شاهزاده «ارسلان» برای مطرح کردن موضوع خواستگاری از «فخرالزمان»، پیامی را همراه هدایا به منزل «شالچی» می فرستد، فخر الزمان بعد از دریافت پیام به محل قرار می رود اما با آمدن «میرزا اسد» برادرش، همه چی بهم میخورد...
قسمت 3
« فخرالزمان» که از خواستگاری دوباره «رشید» پسر «حاج فتاح» ناراحت است با نوشتن نامه ای شاهزاده «ارسلان» را از این موضوع آگاه می کند، از سوی دیگر ارسلان با دستگیر کردن رشید سعی دارد که...
قسمت 4
رشید بعد از دستگیر شدن توسط «ارسلان»، متعهد میشود که از خواستگاری فخرالزمان صرف نظر کند، از سوی دیگر ارسلان به ملاقات برادر فخرالزمان می رود تا ..
قسمت 5
زمانی که میرزا اسد شالچی برادر فخرالزمان، از علاقه میرزا ارسلان به خواهرش آگاه میشود، برخلاف میل باطنیاش به این ازدواج رضایت میدهد، در طرف دیگر ماجرا «افسر الملوک» خواهر شاهزاده ارسلان نیز مخالف این ازدواج است و تمام تلاش خود را می کند تا این وصلت را شوم جلوه دهد...
قسمت 6
سرانجام بعد از مخالفت های بسیار، «ارسلان» و «فخرالزمان» ازدواج میکنند و جشن بزرگی برپا میشود، در این حین ارسلان منتظر آمدن شاه قاجار و گرفتن عنوان رسمی از وی می باشد اما رسیدن خبری باعث می شود که...
قسمت 7
خبر ترور شاه قاجار اوضاع عمارت را بر هم میزند و «افسر الملوک» بیش از هر شخص دیگر از این موضوع ناراحت است، اما با آمدن «جهانبخش میرزا» پسرعموی ارسلان شرایط برای فخرالزمان تغییر میکند و...
قسمت 8
با آمدن «جهانبخش میرزا» اوضاع عمارت بهم میریزد تا جایی که عدهای برای خرید عمارت اقدام میکنند، از طرفی افسرالملوک که هنوز فخرالزمان را عامل بدشانسیهای ارسلان میداند، با او مشاجره میکند اما واکنش ارسلان باعث می شود که ...
قسمت 9
فخرالزمان بعد از سیلی خوردن و تحقیر شدن توسط ارسلان؛ با کم لطفیهای بیشتری از سوی او روبرو میشود و او حتی عشق فخرالزمان را انکار میکند، در این میان «میرزا اسد» که در قتل ناصرالدین شاه مقصر شناخته شده، در بند اسارت است و فخر الزمان در تلاش است او را آزاد کند اما...
قسمت 10
ارسلان که مامور رسیدگی به پرونده قتل شاه قاجار شده در تلاش است تا از این فرصت برای گرفتن لقب بهره ببرد و در این بین «میرزا اسد» که مظنون اصلی همکاری با قاتل شاه قاجار است در اسارت او می باشد، از سوی دیگر فخرالزمان سعی دارد برادر خود را آزاد کند اما التماس هایش به ارسلان نتیجهای ندارد و ...
قسمت 11
»میرزا اسد شالچی» همچنان طی شکنجههای متعدد حرفی از همدستی در قتل شاه قاجار نمیزند، از سوی دیگر فخرالزمان برای آزادی برادرش به شهادت دو مرد نیاز دارد اما به نظر میرسد ارسلان راهی به غیر از معرفی میرزا اسد به عنوان همدست قاتل ندارد و ...
قسمت 12
آهو، ندیمه فخرالزمان بخاطر یادگیری سواد تنبیه شده و بنا به حکم ارسلان میرزا او به محل تولدش تبعید میشود. از سوی دیگر مقام و منصب جدید «ارسلان» مشروط شده است به اعدام قاتلان شاه قاجار و زمانی که فخرالزمان از این موضوع با خبر میشود ناگزیر به سراغ او می رود و...
قسمت 13
با آزاد شدن میرزا اسد و انصراف ارسلان از گرفتن لقب، همه چیز به روال سابق برگشته و به نظر میرسد بار دیگر عمارت را آرامش فرا گرفته اما با آمدن «بهجت الملوک» همسر سابق ارسلان، زندگی «فخرالزمان» دوباره تلخ میشود و...
قسمت 14
پس از انصراف «ارسلان» از گرفتن لقب و عدم دستیابی به منابع مالی جدید، وی توسط طلبکاران خود مورد تهدید قرار میگیرد که اگر به زودی بدهیهای خود را پرداخت نکند، عمارت به فروش می رسد، از سوی دیگر اقامت «بهجت الملوک» در عمارت مشکلات جدیدی برای «فخرالزمان» به وجود آورده...
قسمت 15
وضعیت عمارت پس از آمدن بهجت الملوک آشفته شده و فخرالزمان سعی دارد با این موضوع کنار آمده و رفتار مناسبی داشته باشد اما با شنیدن صحبت های بهجت الملوک، متوجه رازی در زندگی ارسلان میشود که ...
قسمت 16
با برملا شدن راز ارسلان، «فخرالزمان» درباره این موضوع از ارسلان پرس و جو میکند و بعد از شنیدن بخشی از حقیقت از زبان او، میرزا اسد را با خبر میکند تا عمارت را برای همیشه ترک کند اما ...
قسمت 17
فخرالزمان پس از شنیدن صحبت های ارسلان و پی بردن به اینکه «طلا» خواهر ارسلان است، از رفتار خود پشیمان شده و ابراز شرمندگی می کند، از سوی دیگر آهو برای مراقبت از طلا به عمارت ناصریه می رود اما...
قسمت 18
خبر مرگ طلا در همه شهر پیچیده و حتی خریداران عمارت ناصریه به خاطر این موضوع از خرید آن خودداری میکنند، از سوی دیگر بارداری فخرالزمان باعث میشود که ارسلان رفتار بهتری با او داشته باشد و به نظر میرسد عمارت در آرامش است اما با آمدن خواستگار برای انیس...
قسمت 19
بهجتالملوک که به واسطه توطئههای جواهر و از سویی بیتوجهیهای ارسلان بسیار ناراحت است، تصمیم میگیرد شبانه «فخرالزمان» را به قتل برساند اما آهو مانع از انجام این کار میشود و بهجتالملوک به جایی دور تبعید میشود..
قسمت 20
بعد از تبعید بهجت الملوک به خارج از عمارت، به نظر میرسد همه چیز به روال عادی برگشته و مراسم ازدواج انیس با پسر وثیقالممالک در حال برگزاری است اما آمدن پیکی از طرف وثیقالممالک باعث میشود که ...
قسمت 21
بعد از اعتراف دختر خدمتکار، ارسلان دستور میدهد جواهر شکنجه شود تا عامل ناآرامی های عمارت مشخص شود، ارسلان و فخرالزمان از شنیدن حقیقت ماجرا شوکه شده و باور اینکه افسر الملوک عامل این ناآرامی ها میباشد برایشان دشوار است ...
قسمت 22
بعد از به قتل رسیدن رجبعلی توسط افراد سیمون و دیدن تمام ماجرا توسط «مهر النساء»، ارسلان به بازار میرود و با ضرب و شتم سیمون در پی حقیقت است که مأموران میرسند و هر دو را به محکمه میبرند تا ماجرای قتل رجبعلی مشخص شود ...
قسمت 23
سیمون و ارسلان راهی محکمه میشوند تا ماجرای قتل «رجبعلی» مشخص شود اما نبود شواهد و مدارک کافی باعث میشود که سیمون آزاد شده و ارسلان به این حکم اعتراض کند. به همین دلیل قاضی دستور حبس یک روزه سیمون را میدهد اما...
قسمت 24
ارسلان در جایی نامعلوم زندانی شده و شکنجه می شود، فخرالزمان همچنان در تلاش است تا ارسلان را آزاد کند و با کمک «جهانبخش میرزا» محل حبس ارسلان را پیدا میکنند اما ...
قسمت 25
ارسلان همچنان در اسارت و شکنجه به سر میبرد و حکم آزادی وی نادیده گرفته میشود، از طرفی فخرالزمان به همراه «میرزا اسد» سعی دارند ارسلان را از محل حبس فراری دهند اما...
قسمت 26
بعد از تلاش ناموفق فخرالزمان برای آزادی ارسلان، «افسرالملوک» از این موضوع آگاه شده و شخصا پیگیر آزادی او میشود، از سوی دیگر راز «حضرت والا» برملا شده و مشخص میشود «جهانبخش میرزا» شخص حضرت والا است و...
قسمت 27
ارسلان از حبس آزاد شده و به همین مناسبت جشنی در عمارت در حال برگزاری است که «سیمون» به همراه ماموران دولتی خبر توقیف عمارت را به ارسلان میدهد، فخرالزمان که از این موضوع ناراحت است، از اموال خود طلب سیمون را پرداخت میکند و سند عمارت را پس میگیرد...
قسمت 28
بعد از بازپس گرفتن دوباره عمارت از سیمون توسط فخرالزمان، میرزا اسد از واگذاری بخشی از املاک مشترکش با فخرالزمان به «حاج فتاح» بسیار خشمگین میشود، میرزا اسد به عمارت میرود و صحبت های او باعث رنجش «افسرالملوک» میشود و...
قسمت 29
ارسلان روحیه سابق خود را باز نیافته و از هر تغییر و اقدامی هراس دارد. فخرالزمان برای کمک به ارسلان از «جهانبخش میرزا» تقاضا میکند تا به او روحیه دهد و به او میگوید که باردار است...
قسمت 30
پس از مشکلات بسیاری که برای ارسلان رخ داده و باعث شده که روحیهاش را از دست دهد، او تصمیم میگیرد تا دوباره به روزهای سابق خود بازگردد و بتواند عاملین تیره بختیهای خود را پیدا کند، به همین سبب به سراغ گودرز میرود تا حقیقت را جویا شود اما...
قسمت 31
در حال پخشارسلان بعد از شکنجه «گودرز» با اطلاعاتی که به دست میآورد همکاران گودرز را دستگیر میکند، در این میان جهانبخش میرزا از جواهر میخواهد تا فخرالزمان را به قتل برساند اما مهرالنساء مانع از این کار شده و توسط جواهر به قتل میرسد و ...
قسمت 32
گودرز توسط جواهر آزاد شده اما به نظر میرسد به این علت که جواهر نتوانسته فخرالزمان را بکشد، حکم مرگش توسط «جهانبخش میرزا» صادر شدهاست، از سوی دیگر فخرالزمان که خواهان دستگیری جواهر و عاملین قتل مهرالنساء است به جهانبخش میرزا شک دارد، در این میان «طبیبالاطباء» رازی را فاش میکند...
قسمت 33
ارسلان همچنان به حرف های فخرالزمان مبنی بر اینکه «جهانبخش میرزا» عامل همه اتفاقات بدی است که برای او افتاده را باور ندارد. جناب «بکتاش» از ارسلان درخواست میکند تا جهانبخش میرزا را به قتل برساند و ...
قسمت آخر
جهانبخش میرزا توسط ارسلان کشته میشود و فخرالزمان پسرش را به دنیا میآورد، از سوی دیگر جناب بکتاش از ارسلان درخواست میکند تا ایران را ترک کند و به بلاد عثمانی مهاجرت کند .